تبليغات|طراحی سایتX
گمشده بشریت چیست ؟

گمشده بشریت چیست ؟

از دستهایش امروز مجنون تفنگ جدا شد
                                                          در سر هوای شیطان ، او دشمن خدا شد

هنگام جنگ دادیــم گر صــدهزار مجنون

                                                              سرتا سر وطن شد دل بیـــقرار مجنون

مجنون ما که روزی با جبهه ها عجین بود

                                                   در گوشه ای زمجنون مجنون به روی مین بود

شد آسـمان ایران از جبـــهه هــا پر اختر

                                                           چشمی به حلقه در چشمی دگر ز خون تر

لیلا سئوالش اینست ، مجنون کجاست اکنون

                                                           گویا شهــــید گشته در قایقی به مجنون

جانباز گشته مجنون ، ویلچر گرفته لیلا

                                                         مجنون این زمانه دارد سه چهار تا ویلا

مجنون که خون پاکش آب حیات دین شد

                                                             امروز سر خیابان الاف و در کمین شد

مجنون که روزگاری آزاده بود و در بند

                                                     تو بنز شیک با یک سگ گشت میزنه تا دربند

مجنون آن زمانه بی سر کنار کرخه

                                                             لیلا در این زمانه در کوچه با دوچرخه

در آن زمانه لیلا با جبهه ها عجین شد

                                                            در این زمانه او را چادر لباس جین شد

آن مقنعه و چادر   جایش فکل   در آمد

                                                                  لیلا به قول دشمن از املی در آمد

گوشواره و گلو بند !؟ مجنون که شرم ندارد

                                                              با خط چشم و ابرو از هرزه کم ندارد

جای شهید دیگر نام رپ است به دیوار

                                                             آنها به جبهه رفتند اینها شدند طلبکار

با خون و چنگ و دندان دشمن ز خانه راندیم

                                                             اما به ماهواره در خانه اش کشاندیم

مجنون ز بهر لیلا حرفی قشنگ دارد

                                                    دیگر زمان عیش است کی؟ حال جنگ دارد

چند بیت از این سروده(طوفان) بپا نموده

                                                            دلها به لرزه آمد طاقت به سر رسیده

|لينك ثابت| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 05:44 ارسال نظر . 0 نظر وجود دارد

فتنه


چگونه ميتوان به شبيخون فرهنگي دشمن پاتك زد


رهبر فرزانه  انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي  از سالها پيش مسلمانان را از تهاجم فرهنگي دشمن برحذر ميداشت

متاسفانه دولتمردان ما آن روز غوطه ور در مسائل اقتصادي(البته براي خود و اطرافيان) معتقد بودند براي مقابله با دشمن بايد وضع اقتصادي!! جامعه  رشد كند

در اثر بي توجهي دولتمردان و بي تفاوتي عمده مسئولين (بجز تعداد اندكي كه خون  دل ميخوردند و كسي توجهي به آنها نمي كرد)

وضع فرهنگي جامعه بدتر و بدتر ميشد رهبر فرزانه اينبار شبيخون فرهنگي را مطرح كردند  كه اين هجوم دشمن وغفلت و خواب مسئولين را تداعي ميكرد

باز مسئولين توجهي نكردند بلكه مغرورانه در صدد برآمدند با دشمن  گفتگو كنند و با گفتگو  و مسامحه  سر دشمن را شيره بمالند 

متاسفانه اين بار نيز شبيخون دشمن فراگير تر شده و حتي دولتمردان نيز جزئي از نقشه دشمن شدند

رهبر فرزانه انقلاب اسلامي مكررا خطر  مهلك تري را گوشزد كردند (ناتوي فرهنگي)

خوشبختانه اين بار  مسئولين مملكتي در دولتهاي نهم و دهم  جوابهاي دندان شكني به هجومهاي متواتر دشمن دادند و چند جبهه شكست را بر دشمن تحميل كردند

اما اثرات هجوم جندين ساله دشمن به راحتي برطرف نخواهد شد

با هم بيانديشيم و براي يك پاتك جانانه به دشمن خود را آماده كنيم

براي اين پاتك هركدام وظيفه اي داريم 

از خود بپرسيم در اين عمليات من چكار ميتوانم بكنم؟


|لينك ثابت| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 10:12 ارسال نظر . 0 نظر وجود دارد

جواب چندين چرا؟


نمي دانم چرا...؟!

1-نمي دانم چرا در حاليكه جناب آقاي رئيس جمهور از نظر منفي عالمان ديني، نمايندگان مجلس، شخصيت هاي برجسته اصولگرا و امت حزب الله نسبت به آقاي مشايي آگاه است باز اصرار بر ماندن ايشان در كابينه و حتي ارتقاي مقام ايشان را دارد. شايد ايشان مي خواهند در تاريخ بعنوان «مرد شگفتي ها» ناميده شوند!

2-نمي دانم چرا در حاليكه جناب آقاي رضايي عليرغم اينكه خود را وابسته به اردوگاه اصولگرايان معرفي مي كند هر از چندگاه با ادبياتي سخن مي گويد و حرفهايي مي زند كه آن ادبيات و حرفها و آن مواضع از افراطيون مدعي اصلاحات انتظار مي رود و نه از جناب آقاي رضايي. شايد ايشان مي خواهند در تاريخ بعنوان «مرد تناقض ها» ناميده شوند!

3- نمي دانم چرا در حاليكه جناب آقاي كروبي اين همه از ناحيه دوستان اصلاح طلب خود نامرديها و نامهرباني ها مي بينند و از نارو زدنهاي آنها و همچنين از زد و بندهاي پشت پرده آنها عليه خود به خوبي آگاه هستند كه نمونه بارز آنها را در دو انتخابات رياست جمهوري گذشته و حال به چشم خود ديده اند باز اصرار بر اين دارند كه در جبهه اصلاحات باقي مانده و با اصلاح طلبان عكس يادگاري بگيرند. شايد مي خواهند در تاريخ بعنوان «مرد بامرام» نام برده شوند.

4-نمي دانم چرا در حاليكه جناب آقاي موسوي حتي يك دليل منطقي و سند حقوقي براي اثبات تقلب در انتخابات در اختيار ندارند باز هم شعار تقلب و ابطال سر مي دهند شايد مي خواهند در تاريخ بعنوان «مرد تقلب ها» باقي بمانند!

5-نمي دانم چرا در حاليكه جناب آقاي خاتمي بارها نسبت به عواقب تلخ تندروي افراطيون اصلاح طلب هشدار داده و در اين زمينه بارها داد سخن داده اند، خودشان اين روزها با مواضع تند و غيرقانوني دست همه افراطي ها و آنارشيست ها را از پشت بسته اند. شايد مي خواهند در تاريخ به عنوان «پدر افراطي گري»! از ايشان ياد شود!

6-نمي دانم چرا جناب آقاي هاشمي هميشه علاقه دارند كه قبل از هر انتخاباتي علي الخصوص انتخابات رياست جمهوري نسبت به بروز تقلب در آن انتخابات هشدار داده و زهره همگان را نسبت به تقلب احتمالي تركانده و ذهن آنها را مشوش نمايند و همچنين نمي دانم چرا ايشان همواره علاقه دارند كه درياي آرام را «طوفاني» و جامعه آرام را در «شرايط ويژه» و نظام اسلامي را در حالت «بحران» جلوه دهند شايد ايشان مي خواهند در تاريخ بعنوان «مرد القاي بحران» نام برده شوند!

( ادامه مطلب )


|لينك ثابت| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 04:23 ارسال نظر . 0 نظر وجود دارد

 

عکس دختر حامی مهندس میرحسین موسوی

عکس دختر حامی مهندس میرحسین موسوی

 


عکس دختر حامی مهندس میرحسین موسوی

عکس دختر حامی مهندس میرحسین موسوی

( ادامه مطلب )


|لينك ثابت| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 11:48 ارسال نظر . 1 نظر وجود دارد

دو کلمه حساب با کلمه

دو کلمه حساب با کلمه

آقای میرحسین که سفرهای تبلیغاتی !!!! خود را شروع کرده

سایت کلمه (خودش) اونا خیلی رنگ و لعاب داده

حالا من چندتا سئوال دارم

چرا بعضی از عکسها تاریک و نامفهوم است در صورتی که با کشیدن عکس با موس مشخص است که عکس واضح است

شاید بخاطر یک ردیف دختری که دور جلسه ایستادن مصلحت بوده آنرا سیاه کنند

2- فکر می کنید چند نفر به استقبال مهندس اومدن

3- راستی طیفی که اطراف مهندس را گرفتند چه کسانی هستند

4- .... اصلا به ما چه مربوطه سایت مال خودشه


این قسمت را عینا از سایت کلمه کپی کردم


/گزارش تصویری/دیدار میرحسین موسوی با دانشجویان دانشگاه آزاد
عکس: امید پورآذر
/گزارش تصویری/دیدار میرحسین موسوی با دانشجویان دانشگاه آزاد
دوشنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۵۷
Share/Save/Bookmark



|لينك ثابت| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 10:13 ارسال نظر . 0 نظر وجود دارد

انگیزه های حضور

همه ما ایرانیان اعم از اصــولگرا ، اصــلاح طلب ، ملی مذهبی، سلطنت طلب ، کمونیست، سوسوسیالیست و...

هر ایده و مرامی و ازمذهب و قومیتی با هر تعدادی که باشند (ما به این کار نداریم)

این وبلاگ در صدد است انگیزه های حضور را کـردآوری ، بررسی و دسته بندی نمائید و در این کار از شما تقاضای یاری وراهنمایی داریم

منتظر پیشنهادات و راهبردهای شما عزیزان هستیم



برای اولین قدم این سئوال را مطرح می کنیم

1-احمدی نژاد

2- کروبی

3- محسن رضایی

4- میرحسین

کدامیک   آری!  ----- وکدامیک   نه!      و چــــــــــــــرا؟


سئوال بعدی را خود شما  پیشنهاد بدهید


( ادامه مطلب )


|لينك ثابت| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 09:55 ارسال نظر . 0 نظر وجود دارد

ژنو

نيويورك - يك نويسنده و تحليلگر آمريكايي مي‌گويد كه قدرت‌هاي غربي واقعيت را در مورد اسرائيل در نظر نمي‌گيرند و رييس جمهوري ايران در مقابل قدرت‌هاي غربي در ژنو آئينه‌اي به دست گرفت تا خود را در آن ببينند به گزارش روز جمعه ايرنا، جرمي هاموند در مقاله‌اي در فورن پالسي ژورنال نوشت سازمان ملل در گذشته نيز صهيونيسم را با نژاد پرستي برابر مي‌دانست در سال ‪ ۱۹۷۵‬مجمع عمومي سازمان ملل قطعنامه ‪ ۳۳۷۹‬را به تصويب رساند كه بر اساس آن صهيونيسم نوعي تبعيص نژادي خوانده شده بود اما در سال ‪۱۹۹۱‬ اين قطعنامه توسط حامي اصلي اسرائيل يعني آمريكا لغو شد.

هاموند افزوده است :جرج بوش رييس جمهوري وقت آمريكا در آن زمان خطاب به شركت كنند گان در جلسه سازمان ملل اعلام كرد كه برابر دانستن صهيونيسم با نژاد پرستي در واقع لغو پيمان اعضاي سازمان ملل است كه بر اساس آن بايد صبر پيشه كرده و در صلح و آرامش با همسايگان خود زندگي كنند. وي از فلسطينياني كه تحت حكومت ظالمانه اسرائيل زندگي مي‌كنند هيچ سخني به ميان نياورد.

بوش با اعلام اين مطلب كه صهيونيسم تنها يك ايده است نه يك سياست، خواستار لغو اين قطعنامه شد. وي گفت برابر دانستن صهيونيسم با نژاد پرستي به معناي وارونه جلوه دادن تاريخ و فراموش كردن ظلم‌هايي است كه طي دو جنگ جهاني به يهوديان روا داشته اند.

سياست‌هاي تبعيض آميز و مجرمانه اسرائيلي بارها در قطعنامه‌هاي شوراي امنيت سازمان ملل محكوم شدند كه اين خود نشان‌دهنده نقض قوانين بين المللي توسط اسرائيل است.

دولت اوباما نيز به همين دلايل كنفرانس دوربان دو را تحريم كرده است.

همچنين وزارت امور خارجه آمريكا با اعلام اين مطلب كه تشويق كشورها به مبارزه با تحريكات نژاد پرستانه نوعي نقض آزادي بيان محسوب مي‌شود به بيانيه و برنامه عمل دوربان اعتراض كرد.

احمدي نژاد تنها رئيس جمهوري محسوب مي‌شد كه دعوت سازمان ملل را براي شركت در اين كنفرانس پذيرفت. كشورهاي ديگر از جمله كانادا، استراليا، آلمان، هلند، لهستان و ايتاليا در تحريم اين كنفرانس با آمريكا متحد شدند . فرانسه اعلام كرد كه در اين كنفرانس شركت خواهد كرد ولي اگر مانند هميشه رييس جمهوري ايران شروع به انتقاد از اقدامات اسرائيل كند از جلسه بيرون خواهد رفت.

احمدي نژاد سخنان خود را با دعا براي صلح و عدالت آغاز كرده بود اما سه تن ازاتباع يهودي فرانسه كه لباس دلقك‌ها را پوشيده بودند سخنان وي را قطع كرده و ايشان را به نژاد پرستي محكوم كردند.

وقتي وي قدرت‌هاي جهاني را به دليل اينكه اجازه دادند يك رژيم نژاد پرست در منطقه اشغالي فلسطين شكل بگيرد مورد انتقاد قرار داد اعضا به سرعت جلسه را ترك كردند و اين بار نيز سخنان وي قطع شد.

اكثر مردم به اشتباه فكر مي‌كنند كه سازمان ملل اسرائيل را ايجاد كرد اما اين طور نيست زيرا در ماه مه سال ‪ ۱۹۴۸‬وقتي رهبران صهيونيست به صورت يك جانبه موجوديت اسرائيل را اعلام كردند اسرائيل شكل گرفت و برنامه صهيونيسم براي جايگزين كردن اعراب فلسطيني با يهوديان اروپايي كه به اين منطقه مهاجرت مي‌كردند مورد حمايت آمريكا، بريتانيا وديگر كشورهاي غربي قرار گرفت كه با خود مختاري اعراب فلسطين مخالف بودند.

تاسيس اسرائيل به همراه پاكسازي محل از اعراب بود كه موجب شد تعداد زيادي از فلسطينيان مهاجرت كنند. در سال ‪ ۱۹۶۷‬اسرائيل كرانه باختري و نوار غزه را نيز تحت اشغال خود در آورد و باعث شد تعداد پناهندگان فلسطيني افزايش پيدا كند.

اسرائيل تا به امروز با توسل به زور و با حمايت آمريكا و ديگر قدرت هاي غربي به اشغال اين مناطق ادامه داده است.

با اينكه تاريخ گواه سياست‌هاي نژاد پرستانه اسرائيل است بسياري از رهبران غربي با انتقاد احمدي نژاد از اسرائيل مخالف بودند.

اين تحليلگر آمريكايي در ادامه با تكرار اظهارات نژادپرستانه و نفرت انگيز وزير خارجه انگليس ، رييس جمهوري فرانسه و معاون سفير آمريكا در سازمان ملل درباره سخنان رييس جمهوري ايران در نشست ژنو نوشته است احمدي نژاد همچنين در سخنان خود به ماهيت نژاد پرستانه خود سازمان ملل اشاره كرده و از اعضا دعوت كرد تا سازمان‌هاي بين‌المللي را اصلاح كرده و دموكراسي بيشتري را به كار بگيرند. از جمله حذف قدرت وتو كه متعلق به اعضاي دائم شواري امنيت يعني آمريكا، روسيه، بريتانيا، فرانسه و چين است.

هاموند افزوده است:تاكيد بر اين مسئله كه رياست جمهوري ايران هولوكاست را رد كرده است در تبليغات رسانه‌هاي غربي الزامي است. اين به اين دليل است كه احمدي نژاد پيش از اين گفته بود كه اعراب نبايد بهاي ظلم نازي‌هاي آلمان را بپردازند.

احمدي نژاد همچنين گفته بود كه رژيم‌هاي غاصب و ظالم بايد از ميان بروند و از رژيم شاه ايران، صدام حسين در عراق و اسرائيل به عنوان رژيم هاي ظالم ياد كرد.

رهبران اسرائيل بارها خواستار حمله به ايران شدند تا برنامه اين كشور را براي غني‌سازي اورانيوم متوقف كنند. اسرائيل، آمريكا و متحدينش ايران را به ساخت سلاح‌هاي هسته‌اي محكوم كرده‌اند و اين در حالي است كه سرويس اطلاعاتي آمريكا اعلام كرده است كه ايران هيچ برنامه‌اي براي ساخت سلاح‌هاي هسته‌اي ندارد و سازمان بين‌المللي انرژي اتمي نيز هيچ مدركي ندارد كه نشان بدهد ايران چنين برنامه‌اي دارد.

همچنين تحليل گران معتقدند كه اگر ايران بخواهد به ساخت سلاح‌هاي هسته اي بپردازند ضروري است كه در ابتدا بازرسان سازمان بين‌المللي انرژي اتمي را كه بر فعاليت‌هاي هسته‌اي صلح آميز اين كشور نظارت مي‌كنند از كشور بيرون كند.

احمدي نژاد در طول سخنراني خود با تشويق حضار نيز مواجه شد. از جمله نماينده پاكستان در سازمان ملل، منير اكرم، گفت: اگر واقعا به آزادي بيان اعتقاد داشته باشيم او حق دارد اين حرف‌ها را به زبان بياورد.

احمدي نژاد در طول سخنراني خود حمله سه هفته‌اي اسرائيل را به نوار غزه نيز كه موجب مرگ صدها غير نظامي شد محكوم كرد.

وي همچنين حمله آمريكا را به عراق و افغانستان محكوم كرده و اعلام كرد اين كارها صرفا به منظور گسترش حوزه نفوذ و غارت منابع انرژي صورت گرفت و نقض غرور و استقلال ملت‌ها محسوب مي‌شود.

علاوه بر اين وي آمريكا و قدرت‌هاي غربي را به خاطر بحران مالي جهاني محكوم كرد و گفت سياست‌هاي مالي آنها خلاف ارزش‌هاي اخلاقي بوده و صرفا منافع صاحبان قدرت و ثروت را در نظر مي‌گيرد و يك نمونه از اين مسئله تزريق صدها ميليارد پول نقد از جيب مردم آمريكا به بانك ها، شركت و موسسات مالي است كه در حال ورشكست شدن هستند و قدرتمندان صرفا به حفظ قدرت و ثروت خود مي‌انديشند و به فكر مردم دنيا و حتي مردم خود شان هم نيستند.

( ادامه مطلب )


|لينك ثابت| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 09:59 ارسال نظر . 1 نظر وجود دارد

ابومازن بهایی؟

گزارش عرب‌تايمز از ريشه‌های بهائی و صهيونيستی ابومازن



پايگاه خبري "عرب‌تايمز" با انتشار گزارشي تحقيقي، از ريشه بهائي و عقايد صهيونيستي "محمود عباس" ملقب به "ابو مازن" رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين پرده برداشت. 
اين پايگاه خبري با اشاره به اينكه فرقه ضاله بهائيت، فرقه‌اي خارج از اسلام و در واقع خواهرخوانده صهيونيسم جهاني است، نوشت: بهائيت، صهيونيسم و فراماسونري، كه به فساد عقيدتي و ترويج گمراهي شهره‌اند، هر سه از يك آبشخور نشأت مي‌گيرند كه هدف اساسي هر سه فرقه، كفر، جنگ با اسلام و خدمت به يهود است.
اين گزارش كه به قلم "عيدي ابو جمره" نگاشته شده است با بيان اينكه فرقه‌اي كه ابومازن پيرو آن است، فرقه‌اي است كه اسلام را منسوخ و شريعت را باطل مي‌داند، آورده است: فرقه بهائيت، قيامت، برانگيختن مردگان، بهشت و جهنم را انكار مي‌كند و بي‌حجابي زن و اشتراك در زنان و اموال را جايز مي‌شمارد. بهائي‌ها همچنين خاتميت پيامبر اسلام(ص) و حج را قبول ندارند و به جاي انجام اعمال حج در مكه، قبر "بهاءالله" در شهر صهيونيست‌نشين "حيفا" را كه پايتخت بهائي‌هاي جهان به شمار مي‌آيد طواف مي‌كنند.
عرب‌تايمز با اشاره به اينكه نماز بهائي‌ها 9 ركعت و سه مرتبه در شبانه‌روز است، مي‌افزايد: وضوي بهائي‌ها بايد با گلاب و نمازشان بايد فرادا باشد و علاوه بر اين هر گونه جهاد و حمل سلاح را حرام مي‌دانند و تجمع يهوديان در فلسطين و اشغال سرزمين‌هاي اسلامي را تأييد مي‌كنند. اين فرقه، امتداد طبيعي فرقه "بابيت" به شمار مي‌آيد كه از فرقه "شيخي" در ايران نشأت مي‌گيرد كه در سال 1260 هجري قمري زير نظر روسیه و يهوديان بين‌المللي با هدف فاسدسازي عقايد اسلامي و تفرقه در ميان مسلمانان و نيز بازداشتن آنها از مسائل اساسي گسترش يافت.
اين گزارش مي‌افزايد: گردهمايي بزرگ بهائي‌ها در سال 1968 ميلادي همزمان با تأسيس رژيم صهيونيستي در قدس اشغالي برگزار شد كه در آن بر ارتباط مستحكم فرقه بهائيت و صهيونيسم تأكيد شد و در اختتاميه آن نيز اعلام شد كه يهوديت و بهائيت، مكمل يكديگر هستند و در بيشتر نقاط، اشتراك دارند.
پايگاه خبري "عرب‌تايمز" در ادامه به ريشه خانوادگي ابومازن پرداخته و با بيان اينكه نام اصلي وي "محمود ميرزا عباس" است، مي‌نويسد: محمود ميرزا عباس، از خانواده‌اي كاملاً بهائي متولد شد و "عباس افندي" كه پدربزرگ اوست جايگاه بزرگ در ميان بهائي‌ها دارد. خانواده وي در پي افزايش فشارها بر بهائي‌ها، ايران را ترك كردند. "عباس افندي اول" جد محمود عباس كه ملقب به "عبدالبهاء" بوده از مهم‌ترين شخصيت‌ها در تاريخ فرقه بهائيت به شمار مي‌آيد و علاوه بر اين از شاگردان و مريدان خاص "ميرزا علي‌محمد شيرازي" ملقب به "باب" بوده كه در سال 1266 هجري اعدام شده است. "عباس افندي" پدربزرگ ابومازن، در پي ادعاي خدايي باب و اعدام وي، با همكاري انگليسي‌ها از ايران گريخت. وي همچنين در سفر به سوييس در كنفرانس‌هاي صهيونيستي از جمله "كنفرانس بال" در سال 1911 ميلادي حضور يافت و پس از آن رحل اقامت در شهر "حيفا" افكند تا عقيده فاسد بهائيت را در اين سرزمين گسترش دهد.
اين گزارش حاكي است، "عباس افندي" تلاش داشت تا علاوه بر گسترش بهائيت در فلسطين، مزدوراني را براي انگليسي‌ها جذب كند و ستون پنجمي متشكل از عرب‌ها براي تأييد باندهاي صهيونيستي تشكيل دهد. وي همچنين به علت خدمات به انگليسي‌ها و تدارك استقبال گسترده از ژنرال لرد "آ لنبي" فرمانده نيروهاي انگليسي در تصرف فلسطين اشغالي، از سوي ملكه انگليس، لقب "سِر" و نشان‌هاي مهم ديگري دريافت كرد و سرانجام در حيفا، جايي كه معبد بهائي‌ها زير نظر رژيم صهيونيستي اداره مي‌شود درگذشت و همان جا دفن شد.
پايگاه "عرب‌تايمز" با اشاره به اينكه ستاره بخت محمود عباس، پس از دريافت لقب "مهندس قرارداد اسلو" در آسمان سياست درخشيدن گرفت، مي‌افزايد: بنا بر اين قرارداد كه از سوي "ياسر عرفات" و "اسحاق رابين" امضا شد، علاوه بر شناسايي رژيم صهيونيستي، 80 درصد سرزمين فلسطين در مقابل يك حكومت محدود خودمختار در كرانه باختري رود اردن و نوار غزه، تقديم صهيونيست‌ها شد.
اين گزارش حاكي است محود عباس پس از بازگشت از اسلو، به زيارت معبد "بهاء" در شهر صهيونيستي "عكا" رفت و با سران فرقه بهائيت ديدار و گفت‌وگو كرد و اعلام نمود كه از هر گونه خدمتي كه از دستش بر آيد دريغ نخواهد كرد. اكنون وزارت اديان رژيم صهيونيستي نظارت بر بهائيت را بر عهده دارد و هرگونه حمايتي را كه لازم باشد از آنان به عمل مي‌آورد.
به نوشته اين پايگاه خبري، "محمود عباس" گاهي مخفيانه و تحت حفاظت افسران اطلاعاتي رژيم صهيونيستي و شاباك، به زيارت اماكن مقدسه بهائي‌ها در "عكا"، "حيفا" و "جبل الكرمل" مي‌رود و قبور سران اين فرقه را زيارت مي‌كند.
اين پايگاه در ادامه آورده است: محمود عباس، يك ماه پيش از در اختيار گرفتن رياست تشكيلات خودگردان فلسطين، پيروي خود را از فرقه بهائيت تكذيب و تأكيد كرد كه يك مسلمان سني‌مذهب است و هنگامي كه خبرنگار يكي از روزنامه‌ها در نشستي خبري در اردن، از وي درباره ريشه بهائي‌اش سؤال كرد، وي موساد را عامل گسترش اين شايعات اعلام كرد اما فعالان فلسطيني همان زمان اثبات كردند كه "محمود ميرزا عباس" متولد شهر "صفد" در سال 1939 ميلادي است و پدري ايراني و مادري فلسطيني داشته است و نام وي در سال 1948 ميلادي و روز "نكبت" به عنوان يك پناهجوي فلسطيني در آژانس امدادرساني ثبت شده است و اين در حالي است كه اهالي شهر "صفد" كه اكنون تبديل به يك شهر صهيونيستي در شمال سرزمين‌هاي اشغالي شده است از پذيرش وابستگي "محمود عباس" به اين شهر خودداري مي‌كنند.
اين در حالي است كه دلايل متعددي، از بهائي‌بودن وي حكايت دارد؛ "عبدالقادر ياسين" روزنامه‌نگار چپ‌گراي فلسطيني در روز سيزدهم ژانويه سال 2000 ميلادي در مقاله‌اي در اين باره نوشت: «"محمود ميرزا عباس" فرزند "عباس ميرزا" است كه شخصيتي بهائي است و خانواده‌اي ايراني دارد كه در پي افزايش فشارها بر خانواده‌هاي بهائي، از ايران گريخت.»
به نوشته اين پايگاه خبري، "محمود عباس" از لحاظ ديني و روابطش با صهيونيسم جهاني، مورد ترديد است و همواره مواضعي اتخاذ مي‌كند كه مورد اعتماد صهيونيست‌ها و آمريكايي‌هاست و در رژيم صهيونيستي از بازهاي ليكود گرفته تا ديگر احزاب و گروه‌ها مورد حمايت و اطمينان است.
عرب‌تايمز با اشاره به اينكه شبكه تلويزيوني الجزيره قطر در تاريخ ششم نوامبر سال 2004 ميلادي در برنامه "پرونده هفتگي" به ريشه‌هاي بهائي ابومازن اشاره كرده و آن را عامل كاهش احتمال دستيابي وي به رياست تشكيلات خودگردان ذكر كرده است، مي‌افزايد: پسوند "ميرزا" حاكي از ايراني‌بودن "محمود عباس" است و حتي چهره و پر پشت بودن ابروهاي وي نيز از نژاد ايراني وي حكايت دارد.
اين گزارش حاكي است: خبرنگار سياسي روزنامه صهيونيستي "هاآرتص" در مقاله‌اي در تاريخ دهم ژوئن سال 2003 ميلادي نوشته است: «ابومازن كه نام اصلي وي (عباس) نام يكي از بنيان‌گذاران بهائيت است اگرچه شخصيت ميانه‌رويي دارد اما به خاطر ريشه بهائي‌اش نمي‌تواند رياست تشكيلات خودگردان فلسطين را در اختيار بگيرد و اين درست مانند آن است كه "سامري" رئيس‌جمهور اسرائيل شود.»
اين پايگاه خبري ادامه مي‌دهد: در پي انتخاب محمود عباس به سمت رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين، پيروان بهائيت در اردن، اين پيروزي را جشن گرفتند زيرا بسياري از آنها معتقدند كه روي كار آمدن ابومازن، تأثير مثبتي بر وضعيت بهائي‌ها در اردن و ديگر كشورها دارد و حمايتي روحي و سياسي از پيروان اين آيين در جهان به شمار مي‌آيد. بهائي‌هاي اردن به محض انتخاب عباس به رياست تشكيلات خودگردان فلسطين، با ارسال نامه‌اي انتخاب وي به اين منصب را تبريك گفتند و تأكيد كردند هيأتي از افراد بلندپايه آيين بهائي را براي سفر به رام‌الله و تبريك حضوري به "محمود ميرزا عباس" به فلسطين اعزام مي‌كنند. اكنون صدها تن از پيروان بهائيت، در منطقه "العديسه" و منطقه "الاغوار" در اردن به سر مي‌برند.
نويسنده اين گزارش در پايان تصريح كرده است: اكنون شايد بتوان علت روابط صميم ابومازن با صهيونيست‌ها و بوسه‌هاي آتشين او بر گونه‌هاي مقامات رژيم صهيونيستي و چراغ سبزهاي وي براي حمله اين رژيم به نوار غزه را دريافت.  

 

مطلبی که بنده شخصا به آن اضافه می کنم این است که خانواده مازنی ها از افراد صاحب نام هستند و یکی از ایشان نیز صاحب تفسیر  است 

ایشان اهل مازندران هستند 

با قرائن موجود و این مطلب که حسینعلی میرزا (بهاء الله) نیز مازندرانی بود و رشد تقریبی این فرقه در زمانهای پیشین در مازندران  

این نظریه را تقویت می کند

|لينك ثابت| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 12:33 ارسال نظر . 2 نظر وجود دارد

لاريجاني و نمايش ميهماني بزرگان!

عنوان ميهماني بزرگان از روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب گرفته شده است، با ادبياتي از نوع اصلاح‌طلبي برانداز!؟ عكس‌هايي از هاشمي و خاتمي و ناطق‌نوري و كروبي و ... يعني اينها «بزرگان» هستند و حتما ملت يا «كوچك» است و يا «رعيت». اين است فرهنگ پست‌نگر 16 ساله!

اما لاريجاني كه با بيت‌المال اين نمايش پرمسأله را برگزار كرد و از «سحابي» معترف به «عدم اعتقاد به ولايت‌فقيه» گرفته تا «طالقاني» ستيزه‌گر با اساس نظام، صباغيان و حكمت و غيره را به آن خواند، و خداي را شكر كه حزب مشاركت خا

تمي و سازمان نامشروع مجاهدين، او را بي‌پاسخ گذاردند و در اين نمايش «افتخار حضور» به لاريجاني ندادند.

معلوم نيست كه مخارج اين نمايش پرمسأله و مغاير با اصول و اهداف اسلامي در كنار همان 100 ميليون تومان‌هايي است كه از نظر لاريجاني 80 ميليون تومان آن براي رهن خانه در جنوب شهر پرداخت شده است؟! البته توقع نيست لاريجاني كه ميزبان اين بزرگان مي‌شود، خبر از شهر داشته باشد، چه رسد به جنوب آن، اما اين نمايش با كدام هدف انجام گرفت؟

بي‌گمان اين همايش امداد الهي بود تا ملت ايران ماهيت فكري، سياسي و اعتقادي لاريجاني را در نسبت با نهضت خائن آزادي، اصلاح‌طلبي برانداز، خاتمي مجري اعمال حرام و هاشمي و ... بدانند. از سوي ديگر شعار بي‌مبنا و بي‌جاي او را كه عبارت از «دولت وحدت ملي» بود و امروز ناطق‌نوري آن را فرياد مي‌كند، كالبدشكافي نمايد.

آيا نبايد تصور كرد اين «وحدت در وحدت» در نهضت خائن آزادي، حزب مشاركت، سازمان نامشروع مجاهدين، با محوريت هاشمي و خاتمي خلاصه مي‌شود؟ ملت كجاي اين وحدت قرار دارد؟ علاوه بر آن كه ملت در قبال اين افراد و گروه‌ها ايستاده است و بارها خواهان جمع‌شدن بساط قدرت‌طلبي و ستيزه‌گري آنان است.

برخي از ميهمانان لاريجاني، سال‌هاست كه نوكري بيگانگان را كرده و به دليل خيانت به نظام اسلامي و ملت «محكومين نظام اسلامي هم بوده‌اند.» آفرين بر لاريجاني كه از روحانيت هزينه مي‌‌كند و با حمايت آنها از صندوق بيرون مي‌آيد و ملت و نظام اسلامي را خرج براندازان مي‌كند.

راستي نكته مثبت اين نمايش چه بود؟ «مدرس» مظهر وكيل ملي و نماينده مسلمان كجاي اين همايش بود؟ آيا لاريجاني از ساده‌زيستي و دنياگريزي او كه عامل اصلي مقاومت و مجاهدت وي در برابر روس و انگليس جنايتكار و رضاخان وحشي سخن به ميان آورد؟ آيا او يا حداد عادل كمترين اشاره‌اي به چگونگي مجاهدت اين روحاني عالي‌مقام در برابر مطامع بيگانگان نمودند؟

افتخار نيست كه در جايگاه مدرس تكيه بزنند و يكي از اين نمايش استفاده كند تا از دموكراسي بگويد و اختلاف دولت و مجلس را مطرح كند و ديگري كه رئيس‌ امروز مجلس است، جمع دعوت شده‌اش را كه برخي از آنها محكومين و معاندان با نظام اسلامي هم بودند، سرمايه ملي كشور بداند!

ملت بر نبود احمدي‌نژاد آفرين گفت. زيرا اين نمايش سنخيتي با ملت نداشت و احمدي‌نژاد منتخب ملتي است كه با او پيوند گفتماني تنگاتنگ دارند. مراجع عظام تقليد، روحانيت اصيل و مردم بزرگوار قم، به روشني ديدند لاريجاني كه با هزينه‌كردن اين بزرگواران به مجلس راه يافت، چگونه مخالفان و مجرمان و محكومان دادگاه‌هاي نظام اسلامي را در «وحدت ملي» خود جاي داد. آيا سزاي مرجعيت و روحانيت اين بود كه نمايش سياسي لاريجاني در برگيرنده كساني باشد كه «عزت‌ سحابي» يكي از بهترينشان بود. او كه علاوه بر تكرار هميشگي در گفت‌وگو با بيگانگان، مبني بر عدم التزام به ولايت‌فقيه، در كارنامه درخشانش، شركت در شبه كودتاي 18 تير 78 هم ثبت است؟ يكي از امدادهاي الهي سوم تيرماه 84، عريان‌شدن همين باطن‌هاست.

|لينك ثابت| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 09:53 ارسال نظر . 0 نظر وجود دارد

افاضه متهم رشوه گیری در پرونده استات اویل خطاب به رئیس جمهور

مهدی هاشمی از دانشگاه دانشگاه آزاد می گوید؛

 
افاضه متهم رشوه گیری در پرونده استات اویل خطاب به رئیس جمهور

افاضه متهم رشوه گیری در پرونده استات اویل خطاب به رئیس جمهور

مرجع : الف 11 آذر 1386 ساعت 3:27
آقای رییس جمهور اگر سخن صواب و یا انتقاد و توصیه ای دارند بفرمایند از طریق نهادهای مسوول منتقل شود، با سخنرانی و از پشت تریبون در اجتماعات مردمی دردی دوا نمی شود کاری به سامان نمی رسد و هیچ خاصیتی حاصل نمی شود جز اینکه مردم قضاوت شان این خواهد بود که اهداف سیاسی و پشت این گونه سخنان نهفته است
منبع: شهروند امروز

مهدی هاشمی رفسنجانی، فرزند رییس هیات موسس دانشگاه آزاد، اکبر هاشمی رفسنجانی است. او از جانب پدر، رییس دفتر هیات موسس دانشگاه آزاد است.



اولین اعتراضی که رییس جمهور به دانشگاه آزاد داشت، درباره شهریه ها بود. یک سال پیش، آقای احمدی نژاد از تریبون های رسمی اعلام کرد که شهریه های دانشگاه آزاد زیاد است و اگر شهریه ها کم نشود، یک اقدام انقلابی خواهد کرد.
‏دولت مدعی بود شهریه دانشگاه آزاد زیاد است و همه درآمد آن صرف دانشگاه نمی شود. در جلسه هیات امنای دانشگاه که وزیر علوم حضور داشت جداول هزینه ها و درآمدها را مطرح کردیم و برای دولت مشخص شد که سال تحصیلی 86 ـ 85، جمع دریافتی شهریه از 1.300.000 دانشجو، توسط دانشگاه آزاد مبلغ 990 میلیارد تومان است، میانگین دریافتی سالانه از هر دانشجو معادل 790 هزار تومان می شود و این رقم معادل یک پنجم هزینه ای است که وزارت علوم از دانشگاه های دولتی هزینه می کند، ما به دولت اعلام کرده ایم اگر خیلی دنبال دلسوزی برای دانشگاه آزاد هستید، معادل یک پنجم هزینه ای که برای دانشجویان دانشگاه های دولتی انجام می دهید را به دانشگاه آزاد اسلامی بدهید. متقابلا به کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد به صورت رایگان خدمات آموزشی ارائه می کنیم و به هیچ وجه از آنها شهریه دریافت نمی کنیم.

گاهی می گویند درآمد و هزینه های دانشگاه آزاد شفاف نیست
‏دانشگاه آزاد، همچون همه همه نهادهای عمومی و دولتی، دارای ترازنامه مالی است. دخل و خرج های کاملا مشخص و روشن است. هر سال دانشگاه آزاد از طریق هیات حسابرسی، مورد بررسی قرار می گیرد. قرارمان ازسال آتی این خواهد بود که کلیه دخل وخرج های دانشگاه آزاد در قالب دفترچه بودجه منتشر شود و مردم، دولت و دانشجویان هم در ریز جریانات هزینه ها و درآمد قرارگیرند.

‏ اعتراض ها به دانشگاه آزاد از یک سال پیش شروع شد و کار به جایی رسید که شورای انقلاب فرهنگی اعلام کرد می خواهد اعضای جدیدی را برای هیات موسس انتخاب کند. اما دانشگاه آزاد پیش دستی کرد و شخصیت های معتبری را همچون آقایان ولایتی و حببیی و قمی و توفیقی به عنوان اعضای جدید معرفی کرد. چندی بعد وزارت علوم اعلام کرد که دیگر کاری با دانشگاه آزاد ندارد. آیا
دانشگاه آزاد اسلامی، جمعا 117 قرارداد پروژه تحقیقاتی با مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام داشته است. حجم ریالی آن معادل 1.5 میلیارد تومان است و آن هم در طول 3 ‏سال، یعنی هر پروژه به صورت میانگین 13 میلیون تومان که آن هم درزمینه های مشخص و اهداف مشخص محققان کشور بوده است. خیلی به این جار و جنجال ها توجه نکنید
ورود این شخصیت ها دلیل عقب نشینی منتقدان بود؟
‏شورای انقلاب فرهنگی مسوولیت تعیین هیات موسس دانشگاه آزاد را ندارد، دانشگاد آزاد، نهادی غیر دولتی و غیرانتفاعی است. حداکثر شورای انقلاب فرهنگی می تواند شاخص ها، ویژگی ها و حوزه صلاحیت فرهنگی و علمی هیات موسس را اعلام کند اما اینکه راسا دست به انتخاب بزند و اعضاء را مشخص نماید، چنین اختیار و حقی را ندارد. تنها و تنها حسب قانون اعضاء و هیات موسس جدید که از سوی هیات موسس اولیه معرفی می شوند، می توانند مورد تایید شورای انقلاب فرهنگی قرارگیرند.

‏چه اتفاقی افتاد که گفتند ما دیگر کاری با دانشگاه آزاد نداریم؟ آیا کسی به آنها چیزی گفته بود یا هشداری داده بود؟
ما مطلع نیستیم، از گویندگان آن باید سوال شود که چه اتفاقی رخ داده است.

قبول دارید که از سال 61، اگر کمک های دولتی نبود دانشگاه آزاد این طور پا نمی گرفت؟
‏اساساً کمک و حمایت مستقیمی در ابتدا از سوی دولت نبرده است. عموم امکانات، زمین، ساختمان و مستحدثات دانشگاه آزاد اسلامی از طریق کمک های مردمی، همراهی نمایندگان محترم مردم، بزرگان شهر و افراد خیر و نهادها و موقوفات تدارک دیده شده است. دولت هیچگاه حمایت جدی مالی از دانشگاه آزاد اسلامی نداشته است.

‏به هرحال این کمک ها باعث شد که دانشگاه با این سرعت و شدت رشد کند. شخصیت هایی هم که در هیات موسس حضور داشتند در موفقیت آن موثر بود. کمک کردن به آقای هاشمی فرق می کند با کمک کردن به یک آدم عادی که بخواهد دانشگاه تاسیس کند.
‏بدیهی است حضور آقای هاشمی رفسنجانی در راس دانشگاه آزاد در اعتمادآفرینی و اعتماد سازی بین دانشگاه آزاد اسلامی و افراد خیر و کمک کننده بسیار مهم و موثر و تعیین کننده و در رشد و توسعه دانشگاه کار ساز بوده است. البته باید یادآوری کرد که این توسعه در ظرف زمانی 25 سال اتفاق افتاده است و چون بروکراسی پیچیده دولتی را نداشته ایم، سرعت رشد بالاتر از سرعت رشد و توسعه فضاهای آموزشی دولتی بوده است.

‏رشته های دانشگاه آزاد هم در خیلی از موارد مناسب شهرهایی که واحد دانشگاهی در آن تاسیس شده، نیست. آیا نهادی هست که بر راه اندازی این رشته ها نظارت کند؟
بله، نهادی تحت نام شورای گسترش در وزارت علوم بر همه رشته های تحصیلی دانشگاهی نظارت دارد. بدیهی است بدون اجازه آن شورا نمی توان رشته جدیدی راه اندازی کرد و یا شهریه ها را افزایش داد. دانشگاه آزاد هم باید تلاش کند در جهت راه اندازی رشته های نو و بدیع، نیاز سنجی کند، بحمدالله این کار هم شروع شده است.

برای پذیرش دانشجو هم چنین ایرادی وجود دارد. می گویند چرا دانشگاه آزاد بایدکنکور جداگانه ای داشته باشد؟ عده ای می گویند چون پول آزمون مستقیما به سازمان مرکزی می رود، مسئولان سازمان مرکزی نمی خواهند این درآمد را از دست بدهند.
‏این طور نیست که گفته می شود. هزینه برگزاری کنکور دانشگاه آزاد، از طریق دریافتی های آزمون مربوطه تامین می شود و اعداد و ارقام آن در مقایسه با بودجه
آقای رییس جمهور اگر سخن صواب و یا انتقاد و توصیه ای دارند بفرمایند از طریق نهادهای مسوول منتقل شود، با سخنرانی و از پشت تریبون در اجتماعات مردمی دردی دوا نمی شود کاری به سامان نمی رسد و هیچ خاصیتی حاصل نمی شود جز اینکه مردم قضاوت شان این خواهد بود که اهداف سیاسی و پشت این گونه سخنان نهفته است
کل دانشگاه ناچیز است، هزینه آزمون عمدتاً مربوط به تامین مکان، کاغذ، ‏مراقبت و تغذیه روز کنکور می باشد.

این همه ساختمان و دارایی دانشگاه آزاد در سراسر کشور متعلق به چه کسی یا چه نهادی است؟
‏اموال و دارا یی های ثابت و مستقیم و غیرمستقیم، منقول و غیرمنقول دانشگاه، متعلق به نهاد دانشگاه آزاد اسلامی است. حسب مفاد اساسنامه چنانچه دانشگاه منحل شود، کلیه اموال و دارایی های دانشگاه، پس از تسویه بدهی ها به وزارت علوم و یا وزارت بهداشت و درمان منتقل می شود. این نکته بدین معنی است که اموال و دارایی ها درصورت انحلال دراختیار دولت قرار می گیرد. ولی هم اکنون در اختیار خود دانشگاه است.

‏چرا پس ازگذشت 25 سال از تاسیس دانشگاه آزاد، چند استاد معتبر و قوی که در رشته خود ممتاز باشند، از این دانشگاه بیرون نیامده است؟
‏دانشگاه آزاد اساتید بسیاری دارد، چند سالی بیشتر نیست که دوره های دکترا راه اندازی شده است البته سال ها طول خواهد کشید تا یک استاد درجه اول ساخته شود.

داستان این سوء استفاده های مالی دانشگاه آزاد که آقای احمدی نژاد درسخنرانی ها می گویند تحت عنوان پروژه های تعقیقاتی انجام شده چیست؟
دانشگاه آزاد اسلامی، جمعا 117 قرارداد پروژه تحقیقاتی با مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام داشته است. حجم ریالی آن معادل 1.5 میلیارد تومان است و آن هم در طول 3 ‏سال، یعنی هر پروژه به صورت میانگین 13 میلیون تومان که آن هم درزمینه های مشخص و اهداف مشخص محققان کشور بوده است. خیلی به این جار و جنجال ها توجه نکنید.

فکر می کنید دلیل حملات تندی که از سوی وزارت علوم به دانشگاه آزاد وارد می شود چیست؟ برخی می گویند چرخش مالی بسیار زیاد یا نفوذ بر جمعیت میلیونی دانشجویان باعث نگرانی رقبا شده است. برخی هم می گویند ممکن است در انتخابات آینده از سرمایه دانشگاه در جاهایی استفاده شود.
نوع حملاتی که به دانشگاه آزاد صورت می گیرد با هدف غرض سیاسی است. هیچ گاه ما شاهد حمله، نامه نگاری و یا اعراض و یا توصیه از سوی وزارت علوم و تحقیقات دولت نبوده ایم. هر چه اتفاق افتاد در قالب سخنرانی و اعتراض و حرف و سخن از سوی رییس جمهور بوده است. آقای رییس جمهور اگر سخن صواب و یا انتقاد و توصیه ای دارند بفرمایند از طریق نهادهای مسوول منتقل شود، با سخنرانی و از پشت تریبون در اجتماعات مردمی دردی دوا نمی شود کاری به سامان نمی رسد و هیچ خاصیتی حاصل نمی شود جز اینکه مردم قضاوت شان این خواهد بود که اهداف سیاسی و پشت این گونه سخنان نهفته است. در هیات امنا و هیات موسس دانشگاه آزاد، سران نظام و شخصیت های سابقه دار انقلاب حضور دارند. چگونه ممکن است در دانشگاه آزاد چهره های مخدوم و بزرگ انقلاب و نظام در راس آن حضور و اشراف دارند کار به قاعده و استواری پیش نرود داوری منصفانه و بیطرف، روزی شهادت خواهد داد که تاسیس نهاد دانشگاه آزاد اسلامی از افتخارات بزرگ نظام جمهوری اسلامی بوده است. 
|لينك ثابت| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 05:30 ارسال نظر . 4 نظر وجود دارد

دین گمشده انسان

با توجه به تجربه تاریخی بشر، این گونه به نظر می‌رسد که شاید دین مروج صلح نیست و بیشتر دلیل جنگ‌افروزی های دیروز و امروز بشر بهانۀ دینی داشته است اما باید دانست که تنها وسیله تحقق صلح در جهان دین است. 
اگر این نظریه صحیح باشد، این سؤال به وجود می‌آید که چگونه با گذشت سال های فراوان از تجربۀ دینداری بشری، انسان امروز باز پایبند به این نکته است که دین کاربرد مؤثری در صلح دارد. 
اشخاصی که ادعا دارند برای دست یابی به صلح نباید از دین بهره برد، بدانند  در جامعه جهانی همیشه چیزهایی مورد سوء استفاده قرار می‌گیرند که ارزشمند باشند. با درک این موضوع، باید این گونه نتیجه گیری کرد که در هر موضوعی که مورد سوء استفاده قرار گرفته، حقیقتی و در هر باطلی حقی نهفته است.

دین نیز به رغم تصورها و تبلیغاتی که علیه آن می‌شود، بیشتر از هر موضوع دیگر، حرف هایی برای بیان صلح و تحقق آن در جامعه انسانی دارد. در قرآن کریم دو واژه "صلح" و "سلام" در این باره مطرح شده که واژه "سلام" کلیدی‌تر و معنادارتر است که با توجه به کاربست های آن در می‌یابیم که در عین حال که یکی از نام های خداوند است، وعده خداوند در صورت پیروی از اوامر الهی سلام و هدایت به حساب می‌آید. 

اسلام مکانیزم صلح خود را از آموزه‌های کاربردی، چون به رسمیت شناختن ادیان، دعوت به تفکر و به کارگیری عقل، دعوت به گذار از قالب های فکری، پرهیز از نامگرایی و در بند نام ماندن و مبارزه با خودشیفتگی دینی بهره می‌گیرد که دلیل بیشتر جنگ‌افروزیهای دنیا نیز عدم درک این گونه مسائل است.

از نظر قرآن اختلاف یک واقعیت است، چون انسان موجودی مختار است و چون می‌خواهد انتخاب کند، ناچار دچار اختلاف می‌گردد. توجه عمیق به همین نکته ما را از گرفتن بسیاری مواضع صلح ستیزانه باز می‌دارد.
طبق گفته قرآن، نجات انسان در گرو ایمان به خداوند و پاکی و درستی است. از دیدگاه قرآن، رنگ و نژاد و قومیت عامل برتری نیست، در نتیجه قرآن، تمام تمایزات تاریخی را کنار می‌زند و علت این تفاوت ها را شناختن انسان ها می‌داند. از دید خداوند، ملاک، تقواست که آن را نیز پروردگار تشخیص می دهد.

قطعاً انسان امروز با گذشتن از بند نام ها و توجه به آموزه‌های دینی می‌تواند بسیاری از موانع صلح و تحقق آن را از میان بردارد.

( ادامه مطلب )


|لينك ثابت| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 01:16 ارسال نظر . 2 نظر وجود دارد